part2
اولین نگاه💗🦋
یومی:بیخیال من میرم تو کلاس
جنا:اوکی منم باید برم
یومی:مواضب خودت باش بای
کلاساشون از هم جدا بود
یومی:رفتم تو کلاس همه سرگرم یه کاری بودن یا داشتن حرف میزدن بعضیا داشتن دعوا میکردن بعضیام خواب بودن هنوز معلم نیومده بود
دید دوتا دختر دارن یه دختر کوچک تر از خودشونو اذیت میکنن
یومی:جون خودتونو دوست دارید ولش کنید
اون دوتا دختر بهش خندیدنو یکیشون گفت اگه ولش نکنیم چی؟ به تو مربوط نیست
اوکی یومی موهای یکیشونو گرفت اون یکی میخواست موهای یومیو بگیره تهیونگ رسید(فرسته نجات😂🪄) چخبرتونه
یومی:چیی این معلم زبانه؟ وای بـفاک رفتمم
تهیونگ:بس کنید میخواید بفرستمتون دفتر اون دوتا دختر معضرت خواهی کردن نشستن سر جاشون ولی یومی بدون هیچ حرفی نشت سر جاش
تهیونگ:نمیخوای معذرت خواهی کنی؟
یومی: بابت چی؟
تهیونگ:کاری که کردی
یومی:اونا داشتن اون دختره رو اذیت میکردن خودتم بودی همین کارو میکردی مخالفی میتونیم بریم دفتر
تهیونگ:دیگه تکرار نشه حالا پاشو خودتو معرفی کن
یومی:واتت؟
هوف پارک یومی
تهیونگ:خب بریم سراغ درس درس دادتمومشد همه رفتن یومی هنوز تو کلاس بود تهیونگم داشت وسایلشو جمع میکرد
تهیونگ:نمیخوای بری خونتون
یومی:چیزی نگفت
تهیونگ:اوکی خودت خواستی
اومد نزدیک به یومی نزدیکتر شد انگار میخواست با بـغل بلندش کنه که یهو یومی گفت:اوکی اوکی نزدیک نیا میرم
تهیونگ:یعنی انقد ازم میترسی
یومی:نمیترسم نمیخوام دست استادم بهم بخوره.
تهیونگ:خندید و رفت
یومی:یارو پاک خله
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نزدیک شب بود با جیمین میخواستن برن بار
یومی داشت اماده میشد ارایش نکرد لباسش خیلی باز بود کفشاش رنگ لباسش قرمز بود
.......جیمین اومد دنبالش رفتن یجا پیدا کردن نشستن جیمین خیلی مست کرده بود ولی یومی چیزی نخورذه بود
جیمین:یکی از دوستام روت کراش داره
یومی:تعجب نداره همه روم کراشن
جیمین خندید گفت:خیلی خشگلی حتی بدون ارایش راستی دوستم معلم ریاضی تونه
یومی:معلم ریاضیو هنوز ندیدم دو روز دیگه باهاش کلاس دارم
جیمین:یه بار تو کلافه دید تورو چند بارم عکستو تو گوشی دیده
جیمین:جوابت
یومی:رد
حالا ببینش باهاش اشنا شو شاید نظرت عوض شد خیلی خشگله ها
یومی:اسمش چیه
جیمین: جانگکوک
یومی:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وپایان پارت۲
یومی:بیخیال من میرم تو کلاس
جنا:اوکی منم باید برم
یومی:مواضب خودت باش بای
کلاساشون از هم جدا بود
یومی:رفتم تو کلاس همه سرگرم یه کاری بودن یا داشتن حرف میزدن بعضیا داشتن دعوا میکردن بعضیام خواب بودن هنوز معلم نیومده بود
دید دوتا دختر دارن یه دختر کوچک تر از خودشونو اذیت میکنن
یومی:جون خودتونو دوست دارید ولش کنید
اون دوتا دختر بهش خندیدنو یکیشون گفت اگه ولش نکنیم چی؟ به تو مربوط نیست
اوکی یومی موهای یکیشونو گرفت اون یکی میخواست موهای یومیو بگیره تهیونگ رسید(فرسته نجات😂🪄) چخبرتونه
یومی:چیی این معلم زبانه؟ وای بـفاک رفتمم
تهیونگ:بس کنید میخواید بفرستمتون دفتر اون دوتا دختر معضرت خواهی کردن نشستن سر جاشون ولی یومی بدون هیچ حرفی نشت سر جاش
تهیونگ:نمیخوای معذرت خواهی کنی؟
یومی: بابت چی؟
تهیونگ:کاری که کردی
یومی:اونا داشتن اون دختره رو اذیت میکردن خودتم بودی همین کارو میکردی مخالفی میتونیم بریم دفتر
تهیونگ:دیگه تکرار نشه حالا پاشو خودتو معرفی کن
یومی:واتت؟
هوف پارک یومی
تهیونگ:خب بریم سراغ درس درس دادتمومشد همه رفتن یومی هنوز تو کلاس بود تهیونگم داشت وسایلشو جمع میکرد
تهیونگ:نمیخوای بری خونتون
یومی:چیزی نگفت
تهیونگ:اوکی خودت خواستی
اومد نزدیک به یومی نزدیکتر شد انگار میخواست با بـغل بلندش کنه که یهو یومی گفت:اوکی اوکی نزدیک نیا میرم
تهیونگ:یعنی انقد ازم میترسی
یومی:نمیترسم نمیخوام دست استادم بهم بخوره.
تهیونگ:خندید و رفت
یومی:یارو پاک خله
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نزدیک شب بود با جیمین میخواستن برن بار
یومی داشت اماده میشد ارایش نکرد لباسش خیلی باز بود کفشاش رنگ لباسش قرمز بود
.......جیمین اومد دنبالش رفتن یجا پیدا کردن نشستن جیمین خیلی مست کرده بود ولی یومی چیزی نخورذه بود
جیمین:یکی از دوستام روت کراش داره
یومی:تعجب نداره همه روم کراشن
جیمین خندید گفت:خیلی خشگلی حتی بدون ارایش راستی دوستم معلم ریاضی تونه
یومی:معلم ریاضیو هنوز ندیدم دو روز دیگه باهاش کلاس دارم
جیمین:یه بار تو کلافه دید تورو چند بارم عکستو تو گوشی دیده
جیمین:جوابت
یومی:رد
حالا ببینش باهاش اشنا شو شاید نظرت عوض شد خیلی خشگله ها
یومی:اسمش چیه
جیمین: جانگکوک
یومی:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وپایان پارت۲
- ۲.۹k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط